
همیشه "قهوه ترک "سفارش میداد با اینکه اصلا دوست نداشت.. آخرش با کلی ذوق و نیشی باز، منتظر شنیدن فال همیشه خوش عاقبت ش از دهان "او"بود.. ادکلن تلخ را نمی پسندید اما به گاه دیدارها حتما کادوی تلخ "او "را بر بودنش می افزود....! از فلسفه سر در نمی آورد و برایش خسته کننده بود اما همیشه مثل شاگرد درس خوان های محبوب اساتید، دست به زیر چانه محو گوش دادن حرف های دیپلم به بالای "او"بود... سنتی یا چه میدانم متعصب یا حتی اصلا عقب مانده تر از این حرف ها بود که اطرافیان ش پی به دوست داشتن هایش ببرند.. اما همیشه موقع قطع کردن مکالمه تلفنی، حتی بین دوستان یا همکاران، حتما حتما "دوستت دارم، مواظب خودت باش "می آویخت.. بلد بود "بودن "را.... ...
ادامه مطلب
همیشه "قهوه ترک "سفارش میداد با اینکه اصلا دوست نداشت..آخرش با کلی ذوق و نیشی باز، منتظر شنیدن فال همیشه خوش عاقبت ش از دهان "او"بود.. ادکلن تلخ را نمی پسندید اما به گاه دیدارها حتما کادوی تلخ "او "را بر بودنش می افزود....! از فلسفه سر در نمی آورد و برایش خسته کننده بود اما همیشه مثل شاگرد درس خوان های محبوب اساتید، دست به زیر چانه محو گوش دادن حرف های دیپلم به بالای "او"بود... سنتی یا چه میدانم متعصب یا حتی اصلا عقب مانده تر از این حرف ها بود که اطرافیان ش پی به دوست داشتن هایش ببرند.. اما همیشه موقع قطع کردن مکالمه تلفنی، حتی بین دوستان یا همکاران، حتما حتما "دوستت دارم، مواظب خود...
ادامه مطلب