آقـــــــــــــــــــــــــــامون...!!
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:57
xa0 خانمی درحدفاصل سنی میانسال تا کهنسال ازفروشگاه بیرون می آید .. ویکی ازاین خانمهای فروشنده یکهو میپرد جلویش که لطفا یکی ازاین دستمال هارابخر... خانم اول هم نه میگذارد نه برمیدارد ویکهو میگوید .. "بذا
یادم تورا ........ فراموشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:57
xa0 چندسال قبل.. یک قراری گذاشتیم ... چیزی شبیه شرط بندی ... من... یادم, بود ... او... نه!... پس.. یادم, تو را فراموش.....!
لطف خدا بیشتر از جرم ماست ..
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:57
xa0 از صبح دارم به این فکرمیکنم یک جورهایی.. وهربارکه بالارا نگاه میکنم لبخندمیزم به نشانه سپاس... وچشمانم را آرام باز وبسته میکنم یعنی حواسم هست که حواست هست ها .. ممنونم ... و xa0 xa0 .. ببخشید ..!
ماجراهای من و " اوستا" م ...(1)
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:57
xa0 من کاری ندارم پشت سر هم صنفی های او چه میگویند ... راست ودروغش هم برایم مهم نیست ... اما همانطور که حتی بین فرشتگان استثنا وجود داشته ... دیگر چه رسد به آدمیان ... xa0 از خدا پنهان نیست ..ازبندگانش چه
برف
-
تاریخ: 1396/11/12 ساعت: 20:20
امروز زیربرف توی بلوارقدم میزدم ودخترکی رادیدم که انگارگوشی تلفن یخ زده بود توی دستانش ...وانگارقطره اشکی قبل چکیدن برگونه اش یخ زده بود ....دلم گرفت برای دخترک !این بهانه این نوشته شد...برای دخترکی که زیربرف مرده بود اما نفس میکشید ...Let's block ads! (Why?)
خدا نصیب کسی نکند....
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:57
ادامه نوشت : پسرعمه.... م.... ربطی از هیچ نظر به م نداشتxa0 این خاطره تلخ دو نکته خیلی خیلی تلخ و زهر مار را هدف گرفته بودxa0 یکی تعصب های اشتباهی که گاهی بدبختی عزیز ترین ها را رقم می زند...xa0 مثل دوست نازنین منxa0 و نکته دیگر اینکهxa0 امیدوارم هیچ نیمه رابطه عاشقانه واقعی ای هرگز به عزای عشق ش نن...
هان..؟
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:57
می ترسم به نام کوچک صدایت کنم...xa0 -"جانم "که می گویی، انگار جان در کالبد جسم بال بال میزند از ذوق...xa0 میم مالکیت که بچسبانم آخر اسمت دیگر غوغاست....!xa0 -"جان. ِِِِِِِِ........"xa0 آخ این جان مکسر را که اول اسمت می آوری..xa0 همه دلم هری می ریزد پایین از ذوقمرگی...xa0 خودت بگو چگونه صدایت کنم که ...
برای ناسزا گفتن، حیوانات مظلوم را به لجن نکشیم لطفا..
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:57
من گربه ها را دوست دارم...xa0 و با اینکه از سگ به نوعی می ترسم... اما دوست ش دارم..xa0 اصولا حیوانات و گیاهان را دوست دارم...xa0 آهان داشتم می گفتم که پیشی ها را بسی دوست دارم...xa0 پس اگر در نوشته ام از دنیای این ملوس ها مثال میزنم قصدم توهینxa0 یا تخریب زیبایی های آنها و دنیایشان نیست...xa0 حالا ا...
بلدی...
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:57
xa0 همیشه "قهوه ترک "سفارش میداد با اینکه اصلا دوست نداشت.. آخرش با کلی ذوق و نیشی باز،xa0 منتظر شنیدن فال همیشه خوش عاقبت ش از دهان "او"بود..xa0 ادکلن تلخ را نمی پسندید اما به گاه دیدارها حتما کادوی تلخ "او "راxa0 بر بودنش می افزود....!xa0 از فلسفه سر در نمی آورد و برایش خسته کننده بود اما همیشهxa0...
این معجزه دست خود ماست...
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:57
باور کنید که برای خوشحال بودن و لذت بردن از زندگی قرار نیست کسی جز خودمان کاری برای ما انجام دهد.xa0 حالا هی بنشینیم نگاه طلبکارانه به دیگران بیاندازیم و زیر لب غر بزنیم که فلانی چرا فلان کرد یا چرا نکرد؟!xa0 زندگی من به طرز عجیبی به ورجه وورجه وابسته استxa0 بدون دویدن رسما بعد چند ماه، از اعصاب و ا...
استفراغ تان را... با قاشق نخورید....!
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:57
xa0 اگر کنار گذاشته شدید... یا کنار گذاشتید..xa0 اگر انتخاب نکردید.... یا انتخاب تان نکردند...xa0 اگر گذشتید، عبور کردید...... یا از شما عبور کرده و گذشتند..xa0 اگر رها شدید.... یا رها کردید....xa0 اگر تمام شدید یا.... تمام تان کردند یا.... تمام شدند یا.... یا تمام کردید یا..xa0 لطفا به این دقت کنید...
دوستان خوبم حالشان خوب نیست ....
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:57
xa0 بیزارم از دود و آدم های دودی وابزارهای دودزا... پس " پُک" زدن و امثالهم جایی در خط خظی هایم ندارند .. به جایش اما .. ساعتی آویخته اند انگار جایی حوالی قلبم.. صدای عقربه هایش .. همچوناخن برتخته سیـــــاه "سفید" فکرم ،اعصابم را نشانه رفته... حالم خوب است ..اما محاصره شده ام با "حال خراب" هایی که ب...
استفراغ تان را... با قاشق نخورید....!
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:04
xa0 اگر کنار گذاشته شدید... یا کنار گذاشتید..xa0اگر انتخاب نکردید.... یا انتخاب تان نکردند...xa0 اگر گذشتید، عبور کردید...... یا از شما عبور کرده و گذشتند..xa0 اگر رها شدید.... یا رها کردید....xa0 اگر تمام شدید یا.... تمام تان کردند یا.... تمام شدند یا.... یا تمام کردید یا..xa0 لطفا به این دقت کنید ...
تربیت وارونه..
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:17
رفتم برای ثبت نام باشگاه..xa0 یه باشگاه جدید..xa0خانمه میپرسه :ورزشکاری؟xa0 _بودم.xa0 کمی محتاط تر می پرسه :مربی شخصی داری؟xa0 -نمیخوام، لازم ندارم. مرسیxa0 باز قیافه ش محتاط تر میشه.... مربی ای خودت درسته؟xa0 -بلهxa0 بعد انگار برق گرفته باشدش میگه ببخشید جسارت نباشه ثبت نام مربی و ورزشکار حرفه ای ن...
مریض..
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:17
xa0 به فرموده حضرت علی (ع) "سلامتی" بزرگترین نعمت است..xa0 به شدت معتقد و معترف به این گفته می باشم...xa0 دیروز با کسی..xa0 و قبل تر ها با کسانی دیگر صحبتی داشتم...xa0 شاید حرف آنها درست باشد... نمیدانم.. مهم نیستxa0 مهم این است که اخلاق من این شکلی است.xa0 به پای خریت! یا غرور یا هرچه هم که گذاشته ...
خدا نصیب کسی نکند....
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:17
ادامه نوشت : پسرعمه.... م.... ربطی از هیچ نظر به م نداشتxa0 این خاطره تلخ دو نکته خیلی خیلی تلخ و زهر مار را هدف گرفته بودxa0 یکی تعصب های اشتباهی که گاهی بدبختی عزیز ترین ها را رقم می زند...xa0 مثل دوست نازنین منxa0 و نکته دیگر اینکهxa0 امیدوارم هیچ نیمه رابطه عاشقانه واقعی ای هرگز به عزای عشق ش نن...
هان..؟
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:17
می ترسم به نام کوچک صدایت کنم...xa0 -"جانم "که می گویی، انگار جان در کالبد جسم بال بال میزند از ذوق...xa0 میم مالکیت که بچسبانم آخر اسمت دیگر غوغاست....!xa0 -"جان. ِِِِِِِِ........"xa0 آخ این جان مکسر را که اول اسمت می آوری..xa0 همه دلم هری می ریزد پایین از ذوقمرگی...xa0 خودت بگو چگونه صدایت کنم که ...
برای ناسزا گفتن، حیوانات مظلوم را به لجن نکشیم لطفا..
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:17
من گربه ها را دوست دارم...xa0 و با اینکه از سگ به نوعی می ترسم... اما دوست ش دارم..xa0اصولا حیوانات و گیاهان را دوست دارم...xa0 آهان داشتم می گفتم که پیشی ها را بسی دوست دارم...xa0 پس اگر در نوشته ام از دنیای این ملوس ها مثال میزنم قصدم توهینxa0 یا تخریب زیبایی های آنها و دنیایشان نیست...xa0 حالا اص...
بلدی...
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:17
xa0 همیشه "قهوه ترک "سفارش میداد با اینکه اصلا دوست نداشت..آخرش با کلی ذوق و نیشی باز،xa0 منتظر شنیدن فال همیشه خوش عاقبت ش از دهان "او"بود..xa0 ادکلن تلخ را نمی پسندید اما به گاه دیدارها حتما کادوی تلخ "او "راxa0 بر بودنش می افزود....!xa0 از فلسفه سر در نمی آورد و برایش خسته کننده بود اما همیشهxa0 ...
این معجزه دست خود ماست...
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:17
باور کنید که برای خوشحال بودن و لذت بردن از زندگی قرار نیست کسی جز خودمان کاری برای ما انجام دهد.xa0 حالا هی بنشینیم نگاه طلبکارانه به دیگران بیاندازیم و زیر لب غر بزنیم که فلانی چرا فلان کرد یا چرا نکرد؟!xa0زندگی من به طرز عجیبی به ورجه وورجه وابسته استxa0 بدون دویدن رسما بعد چند ماه، از اعصاب و از...