خرید بک لینک

حساس شده ام این روزها ...

همچون واکنش های فرد مبتلا به میگرن به نور وصدا ...

حتی کمترین !

یا عکس العمل زنی باردار به بو ...

حتی بهترین !

این روزها انگار حرفها ورفتارهای دیگران برایم زیرذره بین میروند ...

یک زمانی چیزی, به اسم موبایل وجود نداشت و هر کسی برای تماس بادیگری باید شماره خانه آن فرد را میگرفت..

اما سالهاست که با آمدن این گوشی های موبایل وخط های شخصی !

حریم شخصی افراد وخانواده هایشان نیز مرزکشی های تازه ای پیدا کرده ..

من واقعا نمیفهمم چطور بدون آنکه قبلترش از شرایط خانه مورد نظر وآدمهایش اطلاع حاصل کرده باشید

چه میدانم به پیامکی یا تماسی به شماره شخصی فرد مورد نظرتان ..!

یکهو خودتان را شوت میکنید توی حریم عمومی آن خانه ...؟!

درمنزل ما تنها کسی که این اجازه را در24 ساعت شبانه روز

بی اذن و اجازه گرفتن دارد ...

فاطمه جانم است ولاغیر...

این روزها انگار تذکرلازم شده اند بعضی از اطرافیانم ...

بابا ..!

کمی شعورهم بد نیست...

همه آدمها برای خودشان خط کشی و مرزکشی وحریم خصوصی عمومی وهزارتا ازاین کوفت ها دارند ...

ما حق نداریم یکهو سرمان را مثل ...پایین بیندازیم وخودمان را دعوت کنیم به منزل مثلا عمه خانم فلانی ..!

یا خاندایی ش ...

فقط صرف اینکه رفیق گرمابه وگلستان منزل او بوده ایم این بدان معنانیست که به گرمابه وگلستان کسان اونیز راه داریم ومحرمیم

..

نمیدانم ...

شاید تربیت سخت گیرانه شهرستانی من آنهم از نوع آذری باعث شده زیادی مقید باشم به رعایت حریم ها ...

وشاید ازهمین روست که اگر کسی از حریم هایم رد بشود طوری بزنم قلم پایش را خرد کنم که جای قدم هایش

روی دستهایش از آن خطوط به سمت مرز خودش برگردد...

خلاصه این روزها ...

حساس شده ام به بعضی رفتارها ..

وخداحفظش کند فاطمه جانم را ...

که به جای من ...

وظیفه گوشمالی یا همان قلم کردن ها را به عهده دارد ...

کمی آداب دان باشیم لطفا ...

شاید مردم اعصاب نداشته باشند !

برچسب: نویسنده: یگانه مرادیان تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 13:57

صفحه بندی