خرید بک لینک
ناصیـــه ام از صبوری, بری ست ..

هرگز قفس نبوده ام .

پرندگی هم نمیدانم.

چندی پیش یکی بیدارم کرد

از خواب مسموم نشخوارهای

پی در پی ته مانده حسی که

شاید هنوز درمن بیدار بود .

بالا آوردم هرچه را که در من ..

از توهمات وتصوراتم برجای مانده بود ..

خالیم..

از همه چیز و هیچ.....

خالی خالی خالی ..

اگر لهجه حرفهایم ..

گاهی ..

اتفاقی...

اشتباهی...

عاشقانه میشوند..

شوخی ند....

شوخی ای به

زشتی حقیقت ......!

همین..

برچسب: نویسنده: یگانه مرادیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 0:43

صفحه بندی